راز بقاي لذت در زندگي
2 -روابط با انسانها: همه انسانها را نميتوان راضي نگهداشت اما ميتوان مهمترين انسانها را راضي نگهداشت. پس لازم است تكليف خودم را روشن كنم كه مهمترين انسانها در زندگي من چه كساني هستند و بيشترين سرمايهگذاريام را روي چه كساني بايد انجام دهم.
3 - لذتها: من نميتوانم از همهچيز لذت ببرم. براي برخي لذتها، لازم است از برخي ديگر از لذتها بگذرم، پس لازم است براي خودم تعريف كنم اولويتبندي لذتهاي زندگي، براي من چگونه است. به عبارت ديگر، چه چيزي را به چه چيزي ميفروشم.
4- اظهارنظر: من نميتوانم در مورد همهچيز اظهارنظر كنم. لازم است مهمترين جنبههايي كه دغدغه اظهارنظر در آنها را دارم، مشخص كنم و دانش خود را در آن زمينهها بالا ببرم.
دو نمونه:1- يك چهره مشهور و سرشناس نميتواند بهراحتي در خيابان بايستد و از يك گاري، لبو بخرد و در كنار خيابان از لبوي داغ خوردن، لذت ببرد! پس لازم است تكليف خود را روشن كنيد. "شهرت" را بيشتر دوست داريد يا "لبو" را؟! 2- يك فرد خوشاندام نميتواند هر غذايي را كه دوست دارد، بخورد. حفظ يك اندام زيبا، نيازمند انضباط غذايي است. يكبار ديگر بايد تكليف خود را روشن كنيد، "اندام زيبا" برايتان مهمتر است يا "كيك خامهاي"؟!