آمار منتشره از سوي بانك مركزي و مركز آمار ايران، در حالي كاهش نرخ بيكاري را نشان مي‌دهد كه واقعيت‌هاي موجود در جامعه، افزايش بيكاري را نمايش مي‌دهد.

به گزارش خبرنگار «تابناك» بين سال‌هاي 84 تا 87 به طور متوسط سالانه در حدود 250 هزار فرصت شغلي ايجاد شده است، در صورتي كه بين سال‌هاي 75 تا 84، بيش از سيصد هزار شغل در هر سال پديد آمده كه با در نظر گرفتن افزايش جمعيت فعال كشور از 5/21 ميليون نفر در پايان سال 83 به بيش از 25 ميليون نفر در سال جاری، هر منطق آگاهي به اين نتيجه مي‌رسد كه به رغم انتشار آمارهاي شگفت‌انگيز،‌ ميزان بيكاري در جامعه افزايش يافته افزایش بیکاری در نمای پنهان آمارسازی هااست.
اما راهكار جالبي كه برخي نهادهاي مسئول براي كاهش بيكاري انديشه كرده‌اند، نيز خود شگفتي كارشناسان را برانگيخته است. در همین زمینه وزارت كار و امور اجتماعي در راستاي كاهش آمار بيكاري، هر فردي را كه هفته ای يك ساعت كار كند، شاغل دانسته است، حال آن كه بايد از مسئولان پرسيد، چه كساني و با چه درآمدهايي، مي‌توانند از پس هزينه‌هاي سرسام‌آور زندگي خود آن هم با هفته ای يك ساعت كار برآيد؟

با توجه به اینکه وزارت کار و امور اجتماعی حداقل دستمزد برای سال جاری را ماهانه 220 هزار تومان اعلام کرده است و با احتساب اینکه هر ماه حداکثر 5 هفته باشد پس حداقل دستمزد هر نفر ساعت 44 هزار تومان باشد که ناگفته پیداست این درآمد برای کمتر کسی در جامعه ایران متصور است و با کمی تامل و خردورزی به غیر منطقی بودن این شاخص اشتغال پی برده خواهد شد.

اما از سوی دیگر با توجه به افزایش تعداد دانشجویان و عبور تعداد دانشجویان جدیدالورود از سال گذشته از مرز یک میلیون نفر برخی مسولان بر این باورند که برای ایجاد اشتغال متناسب با جمعیت قشر تحصیل کرده سالانه در حدود یک میلیون و دویست هزار اشتغال باید ایجاد شود که همین میزان اشتغال مورد نیاز در حدود 5 برابر میانگین اشتغال ایجاد شده در هر سال است.

در حالی که در سال 83 از 21 میلیون و پانصد هزار نیروی فعال جامعه 5/12 درصد از آنها بی کار بوده اند و طبق آمار هاای ضد و نقیض منتشره در حال حاضر از 25 میلیون جمعیت فعال کشور 5/10 درصد بی کار هستند به عبارت دیگر این آمار گویای این است که در سال 83 ، هجده میلیون 800 هزار نفر و در سال جاری بیست و دو میلیون سی صد هزار شاغل بوده اند که ازمقایسه این دو عدد در می یابیم که در 3 سال گذشته باید سه و نیم میلیون فرصت شغلی باید ایجاد شده باشد که این آمار عملا با تعداد فرصت های شغلی ایجاد شده توسط دولت تفاوت فاحشی دارد.

اگر چه کاهش نرخ بیکاری به 4/8 درصددر سال 1388 در برنامه چهارم توسعه مد نظر بوده وبا همه تدابير انديشيده شده از سوي مسئولان، هنوز نرخ بيكاري با اهداف برنامه‌ چهارم توسعه كشور فاصله بسيار دارد، هم‌اكنون جاي اين پرسش است كه آيا مي‌توان گروه بسيار بيكاران جامعه را با آمارهاي دور از واقعيت شاغل نمود؟
نظرات كاربران: